ســــوته دلان
به صدای بارون گوش کن! هیچ کس نمی تونه مثل بارون بخونه.

هیچ کس نمیتونه شعرهای بارون و تقلید کنه

کسی نمیتونه شعرهای بارون رو که روی خاک مینویسه

کپی کنه..حفظ کنه ، یا حتی از بَر بخونه

 

ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ] [ 22:59 ] [ بی من ]
"غایت چیزی که از بشر می‌خواهند دائم الذکر بودن است، همان چیزی که در روایت آمده که سه چیز است طاقت

انجام آن را ندارند. یکی از آن‌ها ذکر الله علی کل حال است و آن هم:

"ذکر الله فی کل موطن اذا هجمت علی طاعته او معصیته"

دوام ذکر انسان را به مرتبه یقین می‌رساند. آیا ممکن است کسی دائم الذکر باشد و موقن نباشد؟

 ابتدا انسان خیال می‌کند مشکل است، چون کوهی در برابر او اما به تدریج می‌فهمد که نه، چندان هم مشکل

نیست.با دیگران حرف می‌زند ولی دلش پیش خداست."


----------------------------------------------------------------------

انتظار و قـــدر نوشت:

مرا در کمندت بیافکن که دیگر گرفتار عشقت رهایی ندارد

خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا، شب قدر، دیگر دعایی ندارد


پ.ن1:گاه پیش میاد دل و قلبمون از زمین دل میکنه و آسمونی میشه

برای آموختن پرواز توی آسمون فقط یک مکتب است:

حــــ  ســـیـــــن(ع)

راجب بزرگی این شب ها چیزی نمیتونم بگم وقتی خداوند به رسولش میفرماید:

((و ما أدراک ما لیله القدر))

یک هدیه پیشکش شما

وقتی تنهای تنها هستید

وقتی دلتون غوغا بود

بهش گوش بدید، تا آخر

اگر دلتون ، قلبتون ، چشماتون آسمونی شد

صلواتی نثار روح پدربزرگ و پدرم کنید

و مرا از دعای خیرتان محروم نکنید

آتش طوفنده(حاج محمود کریمی)


پ.ن2:قبل از هرچیز عذر میخوام بابت گذشتن دو جمعه

و پست نذاشتنم و لجبازی  و بدقول شدنم یا صاحب الزمان(عج)

یا بقیه الله ، در این شب ها نمیدانم کجایی

مکه ، مدینه ، مشهد ، نجف ، کرب و بلا یا سر قبر مادرت زهرا(س)

ولی هر کجا که هستید مرا فراموش نکنید

دعایم کن مخصوصه مخصوص

به اسم و نشانه

بسیار دعایم کن


امشب بار دگر کعبه شکافت

الهی به فرق شکافته ی امیر المومنین

عجل لولیک الفرج(عج)



[ شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 20:48 ] [ بی من ]
 منازل سیر و سلوک به سوی خدا

گام اوّل، تجليه؛ اين سير و سلوك چهار قدم دارد؛ اهل معرفت از قدم اوّل تعبير مي‌كنند به «تجليه»، يعني آراستن

ظاهر به آداب شرع و عمل كردن به دستورات شارع مقدس در اين ماه مبارك رمضان؛ یعنی همين روزه گرفتن و

آداب ظاهريه. پس گام اول، قدم اول تجليه است.


گام دوم، تخليه؛ گام دوم و قدم دوم در اين سير «تخليه» است. تخلیه پيراستن است نه آراستن؛ پيراستن باطن از

رذائل اخلاقي و چه بسا پاك كردن و منزه كردن نفس از آثار آثام ـ‌يعني سيئات و گناهان‌ـ است. چه بسا اولين

دعايي كه نسبت به اولين روز ماه مبارك رمضان وارد شده که شخص روزه‌دار مي‌خواند، اشاره به همين مسأله

تخليه دارد. چون خود را تجليه كرده، يعني روزه گرفته و به آداب ظاهريه عمل كرده است و حالا از خدا مي‌خواهد

كه او باطنش را از اين آثار پيرايش كند.

لذا در روز اول ماه مبارك رمضان اين دعا را می‌خوانيم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِيَامِي فِیهِ صِيَامَ الصَّائِمِينَ وَ قِيَامِي قِيَامَ

الْقَائِمِينَ وَ نَبِّهْنِي فِيهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِينَ وَ هَبْ لِي جُرْمِي يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ وَ اعْفُ عَنِّي يَا عَافِياً عَنِ الْمُجْرمِينَ». این

دعا به همین قدم دوم، یعنی تخلیه اشاره دارد.


گام سوم، تحليه؛ گام سوم كه از آن تعبير به «تحليه» مي‌كنند، اين است كه انسان روح را به صفات ملكوتيه

كماليه آرايش دهد و خودش را متخلِّق به اخلاق الهيّه كند، كه اين هم داراي مراتبي است. گام چهارم، فناء في

الله؛ گام چهارم مرحله‌ای است كه اهل معرفت از آن به «فناء في‌الله تعالي» تعبير مي‌كنند و مرادشان اين است

كه روح سالك يعني همان شخصي كه سير معنوي مي‌كند، از إنّيّت در شهود حق فاني شود؛ چه در رابطه با

فعلش، چه صفتش و چه ذاتش. اين تعبير را به كار مي¬برند كه فناء في الله عبارت است از: «فاني شدن روح از

إنّيّت در شهود حق». از نظر مسير معنوي، اين آخرين منزل سير و سلوك است.

(برای شادی روح حاج آقا مجتبی تهرانی صلواتی ختم کنید)

کلام امیر:

اميرمومنان علي عليه السلام درباره نافرماني از حضرت حق در خلوت مي فرمايند: «از نافرماني خدا در خلوت ها

بپرهيزيد؛ زيرا همان که گواه است، داوري مي کند.»


نهج البلاغه- حکمت۳۲۴


--------------------------------------------------------------------------

جمعه نوشت:

سحرخیز مکه ، سحرخیز کوفه، سحرخیز مشهد، سحرخیز کرب و بلا و مدینه

سحر یاد ما باش ... سحر یاد ما باش


پ.ن1: نماز روزه هاتون قبول!در این ماه از دست رفتگانتونو بسیار یاد کنید

محتاج تر از ما هستند! در این ماه بسیار یاد مرگ کنید ، این یاد ، راه رستگاری و باز میکنه


پ.ن 2:خداوندا،معبودا در این ماه مبارک معرفت نصیبم گردان

معرفت نسبت به خودتان ، نسبت به نبی اکرم نسبت به اهل بیتش

نسبت به اسلام و قرآن

نسبت به صبر و انتظار هم

انشالله نسبت به خدا آنقدر که رجا داریم خوف هم داشته باشیم

فراموش نکنیم علاوه بر حق الله ، حق الناسی هم هست

حق الناس تنها چیزیه که نه ماه رمضان، نه شب قدر ،نه زیارت مکه و کربلا و..

زورش بهش نمیرسه مگر به دو صورت

1-ادا کردنش   2-طلب بخشش از صاحب حق

خیلی فکر کرد ،نشست تمام آدمهارو تو ذهنش مرور کرد

به کی بدهی داره ،چه مادی چه معنوی

حتی اگه یک درصد بود، حتی اگه نبود، طلب بخشش کرد

حتی به کسانی که بدترین زخم های باور نکردنی و جبران ناپذیر رو  بهش زدن

که حتی..حتی..

یا صاحب الزمان مددی

بگذریم

این ماه ، ماه بخشش گناهان است و چقدر شقی است کسی که در این ماه

بخشیده نشه! چه کسی تضمین میکنه ما سال دیگه ماه رمضان باشیم؟

پس مبادا بعد از این ماه عزیز همه چیز و فراموش کنیم

و دوباره قلب و دلمون و سیاه کنیم و سال دیگه نباشیم!

رجای بیش از حد ، خوف را از ما نگیره

این ماه ، ماه تولد است و زمان مرگ ما نامشخص

شاید یک ساعت دیگه..

پس دل و قلبمون و همیشه رمضانی نگه داریم

و

کمی هم به فکر دل پرخون مهدی فاطمه باشیم

سیل گنه برد مرا ، بحر بلا خورد مرا

وای که من غرق در این بحر خروشنده شدم

ببخش یا اللــــــــــــــه

ببخش..


الهی به حق قرآن

عجل لولیک الفرج (روحی فداک)

[ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ ] [ 17:11 ] [ بی من ]
نحوه به وجود آمدن قساوت قلب بسيار ساده است. انسان از ابتدا که قساوت قلب ندارد. با دور شدن از معنويات و در دنيا فرو رفتن و به گناه آلوده شدن، قساوت قلب و زنگار دل نيز شروع مي شود. روحي که از خدا نشأت گرفته و مي تواند به جايي برسد که « به جز خدا نبيند» ، حالا در دست يک انسان بيچاره دارد ذبح مي شود و لحظه لحظه از موطن اصلي خود که همانا ملکوت باشد دور مي گردد.

مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک/ چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم

يک گناه، يک نقطه سياه در قلب ايجاد کرده و تکرار برگناه، اين نقطه را بزرگ تر مي گرداند تا اين که تمام قلب سياه مي شود. اين قلب سياه، محصول عمل چه کسي است غير از خودمان. مطابق روايات، قساوت قلب، بدترين عقوبت براي بندگان است(1). پس اگر دچار آن شديم بايد فوراً در صدد رفع آن بر آييم.
قلب، همان روح است و اين مشکلي که بر روح وارد آمده از ناحيه خود ماست. خداوند مي فرمايد: اعمالشان چون زنگاري بر دل هايشان نشسته است. (مطففين/14)
اين آيه نشان مي دهد که سبب قساوت و زنگار دل، اعمال خود انسان هاست.
به طور تفصيلي نيز مواردي که باعث قساوت و زنگار دل مي شود را بر مي شماريم.

1- دوستي شهوات: کسي که دلش با دوستي شهوات دنيايي باشد قلب او از ياد خدا محجوب مي گردد.(2)

2- کثرت کلام و زياد سخن گفتن به غير ذکر خدا قساوت قلب مي آورد.

3- آرزوهاي بلند دنيايي: خداوند به حضرت موسي فرمود: اي موسي! آرزويت را در دنيا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذير مي شود.(3)

4- رفت و آمد با دوستاني که اهل بي بند و باري و حرام باشند.

5- پيامبر فرمود: چهار چيز قلب را مي ميراند: 1- گناه بر روي گناه افزودن 2- هم سخن شدن زياد با زنان 3- بگو مگو کردن با احمق – تو مي گويي و او مي گويد و هرگز به راه نمي آيد – 4- همنشيني با مردگان. عرض شد يا رسول الله منظور از مردگان چيست؟ فرمود: هر توانگر خوش گذران.(4) هم چنين از امير مؤمنان روايت شده: اشكها خشك نمي شوند مگر به سبب سختي دلها; و دلها سخت و سنگين نمي شوند مگر به سبب فزوني گناه(5)

6- خنديدن زياد

7- شنيدن لهو و لعب، چه در قالب موسيقي مناسب مجالس لهو و لعب و چه در قالب حرف هاي پراکنده دوستان( البته بايد توجه داشته باشيم که مراد از حرف هاي پراکنده، حرف هايي است که ثمره مفيد دنيايي و اخروي نداشته و باعث غفلت انسان نيز مي شود. اين طور نيست که شاد بودن، موجب قساوت قلب شود. البته شادي بايد هدايت شده باشد.)

8- دنبال شکار رفتن براي تفريح

9- امام صادق عليه السلام: خداوند متعال به موسي(عليه السلام) وحي فرستاد كه اي موسي از فزوني اموال خوشحال مباش، و ياد مرا در هيچ حال ترك مكن; چرا كه فزوني مال غالبا موجب فراموش كردن گناهان است و ترك ياد من قلب را سخت مي كند.(6)

راهکارهايي براي مبارزه با قساوت قلب

1- توبه: امام صادق عليه السلام مي فرمايد براي قلوب زنگار است مانند زنگاري که بر مس است پس آن را با استغفار جلا دهيد.
توبه سه رکن دارد 1- پشيماني از انجام گناه 2- تصميم بر ترک گناه 3- جبران گذشته

2- کم کردن آرزوهاي دنيايي

3- عبادت خداوند: در زندگي جايي براي عبادت باز کنيم.

4- صدقه دادن و با فقرا رفت و آمد کردن و ديدن محيط زندگي آنان نيز در رفع قساوت و زنگار دل مفيد است.

5- معاشرت با انسان هاي مؤمن و با ايمان

6- ترک مخاصمه و جدل و دعوا

7- ترک جدي گناهان که از همه مهم تر است.

8- شنيدن موعظه ها، خصوصاً سخنان حکمت آميز ائمه معصومين عليهم السلام ( مانند نهج البلاغه خصوصاً بخش حکمت ها و مباحث دنيا

9- پيامبر فرمود: اين قلوب را زنگار مي گيرد هم چنان که آهن را زنگار مي گيرد وقتي آب به آن رسد. گفته شد جلاء آن چيست؟ حضرت فرمود: زيادي ياد مرگ و تلاوت قرآن. (7)

10- رفتن به مجالس علم. زيرا خداوند قلب ها را با نور حکمت زنده مي گرداند هم چنان که زمين مرده را به باران زنده مي کند.(8)

11- اطعام به مساکين و رسيدگي به يتيمان، قلب انسان را نرم مي کند.(9)

12- امام علي عليه السلام مي فرمايد: قلبت را با موعظه زنده کن ... و او را با ياد مرگ ذليل گردان[ و خاشع کن]..... و اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما.(10)

13- براي قلب جلائي غير قرآن نيست.(11)

14- تفکر، حيات و زندگي قلب است. (12)

15- روزه گرفتن نيز انسان را به خود آورده و در رفع زنگار قلب مفيد است.

16- خواندن ادعيه اي که از معصومين عليهم السلام رسيده و توجه به معاني بلند آنها بسيار مؤثر است. مناجات خمسة عشر که در مفاتيح الجنان آمده، بسيار زيباست. (اين مناجات مشتمل بر پانزده دعاست با نام هاي مناجات التائبين، مناجات الشاکرين، مناجات الخائفين، مناجات المفتقرين و ... که مناسب حال هر انساني در اين دعاها ، مضامين زيادي آمده است.)

17- عبادت با توجه: به عنوان مثال وقتي مي خواهيم نماز بخوانيم فکر کنيم آخرين نمازمان است.

منابع:
1- ميزان الحکمة، ح16995
2- ميزان الحکمة، ح16985
3- ميزان الحکمة، ح17000
4- ميزان الحکمة، ح17023
5- . بحارالانوار، ج 7، ص 55
6- . بحارالانوار، ج 7، ص 55
7- ميزان الحکمة، ح17049
8- ميزان الحکمة، ح17032
9- ميزان الحکمة، ح17043
10- نهج البلاغه، نامه 31
11- نهج البلاغه، خطبه 176
12- ميزان الحکمة،17030

برگرفته از شیعه 24

-------------------------------------------------------------------------------

جمعه نوشت:

بیا تا جوانم بده رخ نشانم ،که این زندگانی وفایی ندارد

نگارا نگاهــــــی ، که جز نوش لعلت دل زخم خورده دوایی ندارد


پ.ن: پروردگارا ببخش گناهانی را که باعث شده درهای رحمتت را بر من ببندی

پروردگارم ، معبودم ، ببخش گناهانی را که باعث شده بر من قهر و غضب کنی

ببخش...


الهی به حق قاسم بن الحسن (ع)

عجل لولیک الفرج

[ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 15:12 ] [ بی من ]
عارف وارسته حضرت آیت ا... بهجت درباره امام زمان(عج) فرمودند: «چقدر حضرت مهربان است، به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آن ها مهربان تر است.»

وی همچنین درباره دعا در زمان غیبت فرمودند: «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی(عج) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد»


-----------------------------------------------------------------------------------------------

جمعه نوشت:

ما دیگه وقف شماییم ، قلبمون از این تباره

تا شما سَروَر مایی ، برده بودن افتخاره


پ.ن:خداوندا یاریم کن تا از گناهکاران نباشم

خداوندا یاریم کن تا از توجیه کنان نباشم

اگر یاری شما نباشه ،اگر لطف شما نباشه

قظعا از گمراهان خواهم بود


الهی به حق زینب بنت علی (ع)

عجل لولیک الفرج



[ جمعه هفتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 16:32 ] [ بی من ]
بسم رب الشهدا




سلام به خدا...
                 
              سلام به رفیق

                              سلام به سازم

                                                 سلام به دل

                                                                    سلام به نم نم بارون

                                                سلام به چشم

                              سلام به خیابون

            سلام به سکوت

سلام به آغاز

             سلام به راستی

                              سلام به پاکی

                                                 سلام به قاضی  

                                                                     سلام به حقیقت

                                                 سلام به وجدان

                               سلام به شرافت

                سلام به حیا

سلام به خداحافظ

                سلام به درد

                              سلام به جمعه

                                               سلام به مَرد

سلام به فصل من ، سلام به تابستان


                             سلام به مهدی صاحب الزمان (ارواحنا فداه)
                                                                                  ادرکنی

--------------------------------------------------------------------------------------------
جمعه نوشت:

تا ما اهل انتظاریم ، جمعمون سرد و کِسل نیست

جمعه روز خوبه عشقه ، روز تعطیلی دل نیست

پ.ن:میلاد با سعادت منجی عالم،حاضر و غمخوار

حضرت حجه ابن الحسن (ع)

بر همه ی جهانیان خجسته

الهی به حق عباس بن علی(ع)

 عجل لولیک الفــــرج

                                            
                                                                                                              خبری تلخ

[ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 16:15 ] [ بی من ]

گمشده ی دو حرفی، 4 سالگی ات خجسته







خداحافظ برای همیشه

[ جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 9:37 ] [ بی من ]


زندگی برایم معنا پیدا کرد، با

باران

زندگی برایم شد

باران ، فریاد

فریاد ، رگبار

رگبار ، تگرگ

تــــــــــــــــــــا

بیداری ز مرگ

------------------------------------------------------------
پ.ن: امروز حدود 4 صبح با صدای رعد آسمونت خیلی حال کردم

خیلی عالی بود! بازم میخوام! اگه میشه هرشب

بارون بدون رعد ، یه چیزی کم داره

وقتی زیر بارونی هستم که صدای رعدش ، زمین و میلرزونه

احساس قدرت میکنم ، انگار صدای منه

اون بارون منو بیشتر از بقیه خیس میکنه

اونجاس که مطمئن میشم اون بارون ، بارون منه

پ.ن 2: امروز(چهارشنبه 11/25 حدود ساعت 6:15 صبح) رکورد همه ی رعد های

کل تهران شکست! خیلی خیلی به زمین نزدیک بود!

فکر کنم از کنار پنجره اتاقم رد شد!!!

خیلی حال داد

[ یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 18:37 ] [ بی من ]


قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

 

... قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو. آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:سعی کنید حداقل روزی یک صفحه قرآن با معنی بخونید،گوش نه،بخونید،

تمام بدبختی های ما از کنار گذاشتن قرآنه!  آرامش نداشتن ها

بی اخلاقی ها ، سست شدن ها ، نا امید شدن ها ، گم شدن ها

و...


پ.ن2:خدایا کمکم کن عهدی را که با تو در طوفان بسته ام در آرامش فراموش نکنم

خدایا دستامو ول نکن ، یاریم کن

بی توجه به تو ، قطعا از گمراهان خواهم بود


برچسب‌ها: قرآن , ادای دِین به قرآن , توجه به قرآن
[ پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 16:23 ] [ بی من ]
لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده...




پ.ن: چقد دلم هوای صحن برفی الغدیرتو کرده..

[ چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ ] [ 20:42 ] [ بی من ]


مـــولای یا مــولای

أنت القوی و أنا الضعیف

و هل یرحم الضعیف الا القوی

مــولای یا مـولای

أنت العزیز و أنا الذلیل

و هل یرحم الذلیل الا العزیز

مــولای یا مــولای

أنت العظیم و أنا الحقیر

و هل یرحم الحقیر الا العظیم

مــولای یا مــولای

أنت الغنی و أنا الفقیر

و هل یرحم الفقیر الا الغنی

مــولای یا مــولای

أنت الباقی و أنا الفانی

و هل یرحم الفانی الا الباقی

مــولای یا مـــولای

أنت الغالب و أنا المغلوب

و هل یرحم المغلوب الا الغالب

...
--------------------------------------------------------------
پ.ن: چه تهمت ها که زدند و شنیدم فقط

و بعضی ها را به غیابم نشنیدم

ولی تو از دل و نیتم با خبری

از مرام و مسلکم

سکوت میکنم باقی با تو

لا حول ولا قوة إلا بالله

[ دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ] [ 1:1 ] [ بی من ]


خدامون شهر فرنگه

عشقامون لباس و رنگه

تنها چیزی که غریبه

یاد بچه های جنگه

یاد بچه های جنگه..

یه روزی یه روزگاری

آرزوم شهید شدن بود

اما این دنیای صد رنگ

تمومه دلم رو آلود

چی میشه منم یه روزی

روی ارباب و ببینم

با نگاه دلربایش

بوسه از رُخش بچینم

[ شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ] [ 11:0 ] [ بی من ]



 
ﺳﭙﺎﺱ ﺧﺪﺍﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻮﻣﯿﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻭ،

ﺗﻬﯿﺪﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻭ،

ﻭ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﺍﻭ،

ﻭ ﺳﺮ ﻧﭙﯿﭽﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺍﻭ،

ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻭ

...ﻧﺎﮔﺴﺴﺘﻪ ....

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻼﻡ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﻣﺪﻡ ﮐﺎﻏﺬ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﻠﻢ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ

ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺟﻮﻫﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺟﻮﻫﺮﯼ

ﮐﺮﺩ ...

ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﻟﯽ ﺟﻮﻫﺮﯾﻦ ...

ﻭ ﺣﺎﻝ ﻣﺠﺒﻮﺭﻡ ﺑﺎ ﻗﻠﻢ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺯ

ﺟﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ ...

ﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ.

ﻧﻪ ﺍز ﺗﻠﺨﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ . ﻧﻪ ﮔﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ کﯿﻨﻪ ...

ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ...

ﻣﻦ

ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﯾﺪﯼ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻭ

ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﮔﺎﻡ

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﻣﮕﺮ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻮﻫﻤﺎﺕ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﻧﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺯﺍﯼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﺎﻥ

ﺍﺳﺖ ...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﻧﮓ ﻧﻔﺎﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻮﯼ

ﺑﺪ ﮐﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ و عمل شان جنس خیانت ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﮕﺮ ﻧﮕﻔﺘﯽ :ﻫﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺳﺖ .

ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﺖ ﺩﻝ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺳﻨﮓ

ﺍﺳﺖ ...

ﻣﮕﺮ ﻧﮕﻔﺘﯽ :ﻫﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻨﺪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﻦ

ﺍﺳﺖ .ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ

ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﻏﺮﯾﺐ ﺑﻮﺩ ﺣﺎﻝ

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺷﺖ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﺒﻮﺩ

ﮐﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺭﺍ ﺯﻭﺩ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...

ﺍﻣﺎ ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺷﯿﻄﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ...

ﺍﻣﺎ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ !ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ،ﯾﺎﺩﺕ ﺭﺍ،ﻋﺸﻘﺖ

ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﺧﻂ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ

ﺗﻤﺎﻡ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻋﺸﻘﺖ ﺷﺪ ...

خدایا ! دگر آشنایی نمیخواهم

نمیخواهم

غریبگی مرا بس است

هرچه آشنایی کردم از آن خنجر ساختند

و به جرم آشنایی زخمم زدند

سنگم زدند

خدایا ! دنیایت شده جنگلی که در آن

هرچه آشناتر باشی، غریبه تری

و هرچه غریبه تر باشی ، آشناتر

مرا غریب کن،

غریبی بی سرزمینی نیست

غریبی زندگی در کنار کسانی ست که لباس انسانیت به تن کرده اند

مرا غریب کن که

مردم این زمانه ، غریبه پرستند

ﺧﺪﺍﯾﺎ !ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭ

ﺑﺮﻭﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ،

ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ .

ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ

ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺩﺭ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺷﻮﻡ !

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻡ،

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﻗﺪﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﻨﻨﺪ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺸﻮﺩ ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺸﻮﺩ ...

ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟

ﻣﻦ عاقلانه ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻋاشقانه ﻣﺮﺍ ﻣﯽپذیری..

همان شد که گفتی

گفتم :چرا وقتی شادم همه با من میخندند

ولی وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟

گفتی:شادی ها را برای جمع کردن دوست آفریدم

ولی غم را برای انتخاب بهترین دوست..

ای بهترین دوست من..

خدای من...

ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯده ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ

ﺩﯾﺪﺍﺭﺕ ﺁﯾﻢ ...

ﻭ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ

ﺳﺰﺍﻭﺍﺭﯼ ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﺍ

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻠﻢ ﺯﻧﯽ..


[ دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ ] [ 16:50 ] [ بی من ]
متاسفانه در ایام محرم پیامک هایی رد و بدل میشد که کاملا ظاهر زیبایی داره ولی عمیق که میشید کاملا

پر از ایراده!

همین که گفته شده بود:

"محرم و صفر زمان بالیدن است نه فقط نالیدن، بساطش آموزه است نه موزه، تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن، نماد شعور مذهب است نه فقط شور مذهب"


این جملات در لحظات اول کاملا زیبا به نظر میاد ولی مشکل اینه که چرا محرم نباید زمان نالیدن باشه؟

اگر عزیزی از ما از دست بره  ما ناله نمیکنیم؟شور نمیگیریم؟ یا فقط به انسانیت داشتن اکتفا میکنیم!

وقتی یکی داره برای عزیزترین فرد خانواده اش که از دستش داده ناله میکنه بریم بگیم عزیزم ناله نکن انسانیت

داشته باش!در حالی که تو چون شعور نسبت به عزیزت داری شور گرفتی!

چرا همه چیز و باهم قاطی میکنیم؟

مگه جز اینه که از شعور ، شور میاد! مگه جز اینه که وقتی شعور عاشورایی پیدا کنی که چرا؟ برای چی؟

از همه سنی تا کودک شش ماهه شهید شده شور عاشورایی پیدا میکنی!شور نگیری و ناله نکنی

انسان نیستی و انسانیت نداری!مگه انسانیت چی میگه؟مگه انسانیت نباید بناله برای انسانی که کل

خانواده شو در راه انسان بودن داد!

مگه میتونی شور پیدا کنی و ناله نکنی و گریه نکنی؟

چرا یه عده این چیزا رو ترویج میکنند؟

مثلا میان میگن غذاهای نذری امام حسین واسه گشنه هاست و به جاش کمک کنید به فقرا

چه دخلی داره اینها به هم؟

مگه غیر از اینه که از توی همین مجالس امام حسین، کلی انفاق و صدقه و کمک در میاد؟

وقتی طرف با اون وضع مالی برای یک لقمه غذای نذری میره ،گشنه نیست،شاید اون فرد همون شعوری و

پیدا کرده که حالا شما بخاطر نداشتن دیگران ازش دم میزنی!

میان دم از انسانیت میزنند ، خودشون یه کم انسانیت به خرج نمیدن ببینند اون روز چه اتفاقاتی افتاد که تا حالا

به جا مونده! با همین اشک ها و نالیدن ها به جا مونده!با همین اشک ها و ناله ها به فقرا کمک شده ، وسط

دعواها صلوات فرستاده شده، قهرها تبدیل به آشتی شده ، گنه کاری ولله مثله من یه کم بیدار شده!

دم از انسانیت میزنند در کمال بیشرفی و پست فطرتی برای گاو و گوسفند قربانی روز عاشورا دل میسوزنند!

چه کسانی؟ چه جوری؟ برای چی؟ تو اون روز شهید شدن بعد برای قربانی شدن گاو و گوسفند دل میسوزونن

چی رو ثابت میخواید بکنید؟ رئوفید؟ دلتون پاکه؟ دلتون واسه فقرا میسوزه؟

خدا شاهده که خودتون میدونید هیچکدومش نیست

برای ظاهربینی و کم فکری و شعور نداشتن ملت تاسف میخورند!!!:)

!کاش یه کم برای شعور نداشته ی خودشون تاسف میخوردند!کاش برای شور بدون شعور خودشون تاسف

میخوردند!

کسانی که دم از انسانیت میزنند و تمام تفکرشونو از جامعه ی غرب گرفتند میان برای گاو و گوسفندی که

رسالتش قربانی شدنه دل میسوزونن در حالی که اون گاو و گوسفند رسالتشو انجام داده ولی او فرد حتی

از اون گاو هم کمتره!

اندیشه های مسموم که انگار ما داریم هرساله مراسم گاوبازی درست میکنیم و نیزه به بدن گاو میزنیم تا

خون ازش بره و کم جون شه و بعد با یه نیزه بزنیم تو نخاعش و آخر سرهم گوشش و به عنوان پیروزی ببریم!

ما اینکارارو میکنیم؟ یا همون هایی که ذبح گوسفند و تو اسلام وحشیگری میدونند! در حالی که گاوبازی

و قطع نخاع کردن حیوون و کشتن زن و بچه های بی گناه براشون مثه آب خوردنه!

کیا دارن این حرفها رو به ما میزنند؟

مشکلشون با این دین چیه؟ چرا انقد امام حسین و خونش واسشون زور داره که دست به هرکاری میزنند.

انسانیت و به بازی میگیرند برای یک گاو ولی بچه های تکه پاره ی غزه و شهدای عاشورا رو یادشون میره

انسانیت و به شعور مذهب میدونن ولی یادشون میره که خود شعور ، شور میاره!

مگه میشه انسانیت و شعور داشت و برای عباس ناله و گریه نکرد؟

مگه میشه انسانیت و شعور داشت و با این شور و اشک و آه برای عباس و حسینی شدن تلاش نکرد؟

مگه میشه عباسی و حسینی بشی و انسانیت پیدا نکنی؟

مگه خود حسین نگفت اگر دین ندارید لااقل ، لا اقل آزاده باشید!

همیشه لشگر یزید تو همه عصری هست!یه زمانی همه ی اینها رو تموم شده میدونستم تازه میفهمم

تاریخ فقط در حال تکراره و بد به حال کسانی که عبرت نمیگیرند!

مشکل این عده اینه که روشنفکریشون بدون دینه!درست مثله کشورهای غربی!

کشوری که امام حسین داره با کشوری که هنوز داره توش بحث وجود خدا میشه مگه یکیه که در مورد روابط

اجتماعیشون مقایسه صورت میگیره!نظریه های اجتماعیش تدریس میشه!یک عده ی بدبخت هم به صرف

اینکه از تو گلوی غرب در میاد دنبالش میدوند! حالا تو باید برای من تاسف بخوری یا من برای تو؟

به قول دکتر میثاق بیشترین ضربه رو دارن این دکترهای روانشناس تازه به دوران رسیده و ناپخته

به کشور میزنند!

کسانی که خدا در جای جای مکانها و زمانهاشون جایگاهی نداره!کسانی که تمام مطالعاتشون برای

نویسنده های سکولاری و تفکرات اومانیستی است!

اون موقع است که بدون خدا، نظریه میدن، پنج گام طلایی برای خوشبختی میدن ، برنامه ی SECRET میسازن

که اگه به هرچی فکر کنی بهش میرسی و... بدون خدا پنج گام که هیچی یه عمر هم بری، پوسته ی میوه رو

خوردی نه خود میوه رو!

روی تک تک جملاتی که میخونیم بیشتر دقت کنیم،شاید پذیرش بدون تفکر ما ، مسئولیتی عظیم برامون بسازه

که حتی ازش خبر نداشته باشیم!

در این موارد(1-جملات زیبا، تنها به ظاهر ولی بی مفهوم 2-روانشناسی اومانیستی)

در پست های بعد بیشتر حرف میزنم اگر وقتی بشه

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: واقعا دوره آخر الزمان شده! هرکسی داره شکل نهایی خودشو میگیره! انگار وقتش رسیده هرکی

اصل خودشو رو کنه!

وقتی اطرافمو نگاه میکنم چه دوستانی داشتم که در چه جایگاههایی بودند و چقدر تنزل کردن و چه کسانی

که در چه جایگاه پایینی (از لحاظ اعتقادی) بودند و چقدر صعود کردن میفهمم دوران،دوران به ذات خود رسیدنه!

خیلی سخته قاطی خیلی از دوستات باشی ، کسایی که دیگه هیچ کدوم از ارزش های دینی و غیردینی

واسشون رنگی نداره ، کسایی که اگه مثه اونا نباشی و مثه اونا فک نکنی انگار هیچی نیستی ،کسایی که

یه زمانی مثله بقیه همه ی اینچیزا واسشون مهم بود ولی نتونستن پای خدا و اعتقادشون وایسن

همینه که میگن هرکسی یه قیمتی داره!کسایی که از عمق دل به چیزهایی که میدونستن ایمان نداشتن!

پاشون لرزید و افتادن! حالا هم افتادن توشو نمیدونن به کجا میخوان برسن! کاش تهشو میدیدن! کاش

بوی تعفن منجلاب و میفهمیدن! خیلی ساده میشه دید و فهمیدش!

کاش فقط علم به اعتقاداتشون نداشتن! معرفت هم داشتن! معاویه به حق بودن علی، علم داشت،ولی فقط

علم! یاران مختار بهش علم داشتند ولی معرفت نداشتند و آخر هم با ذلت کشته شدن!

همین بحث بالا ، کسانی که دم از انسانیت و شعور میزنن و با شور مخالف هستند اینا فقط علم دارن ولی

پای عمل بیفته مگه چیزی جز شور معرفت باعث میشه که حسین و انتخاب کرد؟ اگه تنها به علم باشه که

همون علم، وقت عمل ، توجیه کننده ی ما برای انجام ندادن کار درسته!

چقدر از این آدمها تو تاریخ داشتیم؟فکر میکنید انسانیت نداشتن؟ علم نداشتن؟

تا دلتون بخواد بودن این آدما که شور از شعور و معرفت نداشتن! اگرم داشتن از علم بوده!ولی علم تا معرفت

فاصله اش خیلی زیاده!

یه جایی دیگه یادت میره در قبال چیزی که داری به دست میاری چی رو داری از دست میدی!

وقتی میفهمی که دیگه خیلی دیر شده!

خدا علم و معرفت و باهم بده انشالله!

سعادتمندیه پای همه ی ارزش هات ، اعتقادات و حرفات وایسی حتی اگه هیچ کس دورت نباشه! در قبال

سختی اش آرامشی داره که وصف نشدنیه!

خیلی هام هستند که پای این ارزش ها و اعتقادات وایسادن و چه بسا از بیراه به راه اومدن!

دیگه وقتش شده هرکی هرچیزی که لیاقتشه ، باشه

تنهایی درد نیست ، بی خدا بودن درده! اگه تو مسیر زندگی رفیقتو اشتباه انتخاب کردی هیچ روزی واست

قشنگ نیست،حال ات از دنیات بهم میخوره! هروقت دیدی دنیات این شکلیه بدون خدات جاش تو زندگیت خالیه

خداوندا من و یاری کن تا در مسیر حق تو حرکت کنم در مسیر اصول و احکام و پیامبر و اهل بیتش

خداوندا من و یاری کن و لحظه ایی تنهام نذار

که اگر یاری تو نباشه قطعا از گمراهان و توجیه کنان و بدکاران خواهم شد

علی بن ابیطالب (ع) میفرماید: در عجبم از مردمانی که به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر

میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیک تر میشوند


یاعلی

[ یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 16:31 ] [ بی من ]
خبر آمد ، خبری در راه است

[ شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 16:29 ] [ بی من ]



أنا مجنون العباس

[ جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ] [ 16:27 ] [ بی من ]

مانده تنها حسیــــن ، سوی او بی امان

ســـنگ میـــبـــارد ، نیـــــــزه می آیـــــــد





صلی الله علی الباکین علی الحسین

زینب و دوری دلدار...


پ.ن: امکان نداره این آهنگ (مانده تنها حسین) کویتی پور و گوش کنم و...

دانلودش و گذاشتم

[ سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ] [ 0:28 ] [ بی من ]
یکی از مسائلی که کم و بیش باهاش برخورد میکنیم این جمله است:که دین یک مبحث جبری ست و هرکس

به جبر جایی که در اون به دنیا اومده دینی و انتخاب کرده وگرنه اگر ما در اروپا بودیم مثلا مسیحی میشدیم و...


+در واقع هدف از گفتن این جمله اینه که اگر کسی مسیحی یا یهودی یا بودایی و... است تقصیر خودش

نیست جبر محل تولدشه!در واقع این برای زیر سوال بردن کلام قرآنه که گفته اسلام بیارید و یا کسانی

که اسلام آوردن این خصوصیت و دارن و..

من اصلا قصد ندارم استدلالی بیارم بخصوص دینی و در مورد عالم ذر صحبت کنم!

همین قد بگم که:

1-فکر نمیکنم توی این دوره از زمان کسی تو دنیا باشه که اسم اسلام به گوشش نخورده ، نمونه ی بسیار

داشتیم از جمله خانوم بوکر که از فرو ریختن برج های دوقلو و تبلیغات منفی از اسلام در موردش تحقیق کرد

 و بهش مشرف شد! الان که این تبلیغات به اوج خودش رسیده!


2-همونطور که گفتم عده ایی در اون سر دنیا اسلام آوردن و چه بسا اقلیتی هم در همین کشور شیعه هنوز

وجود خدا واسشون سواله! پس جبر نقش خودش و از رو مطلق و قطعیت به نسبی و نسبیت تنزل میده که چه

بسا در این دوره دیگه جای بهونه ایی نمیمونه!

پس اسلام آوردن خارج از جبر جغرافیاست!

قضاوت با شما

[ یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ] [ 20:32 ] [ بی من ]
رهبر کلیمیان ایران در واکنش به اظهارات زیپی لیونی وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی که گفته بود در زمان فعالیتش در موساد برای تخلیه اطلاعات برخی شخصیت‌های عربی با آنها ارتباط جنسی داشته است گفت که حکم وی سنگسار است.
 
به گزارش روزنامه جوان، چند روز پیش خبری در رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه زیپی لیونی، وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی، در گفت‌وگو با روزنامه تایمز انگلیس اعتراف کرده است که در زمان فعالیتش در سازمان اطلاعات و جاسوسی اسرائیل (موساد) برای تخلیه اطلاعات برخی شخصیت‌های عربی با آنها ارتباط جنسی داشته است.

لیونی در این مصاحبه گفته است که برای ایجاد رسوایی و تشکیل پرونده‌های غیراخلاقی برای شخصیت‌های مهم تلاش کرده و به آن افتخار می‌کند و اگر برای اسرائیل لازم باشد بار دیگر در چنین اقداماتی تردید نخواهد کرد.

لیونی همچنین گفته است که با قتل و برقراری روابط جنسی به منظور کسب اطلاعاتی که به سود اسرائیل باشد، مخالف نیست.

بعد از این بود که خاخام «آری شفات» از مهم‌ترین خاخام‌های صهیونیستی، تن فروشی زنان اسرائیلی را در برابر دشمنان برای دریافت اطلاعات مهم مجاز دانست و آن را به منابع دینی یهودیان مرتبط کرد.

خاخام‌ ماشاءالله گلستانی نژاد رهبر دینی کلیمیان ایران در واکنش به اظهارات خاخام های یهودی و همچنین فساد اخلاقی زیپی لیونی گفت: اصلاً و ابداً منابع دین یهود چنین کاری را مجاز ندانسته‌اند و در دین ما انجام این کارها حرام است و بنابر دستور صریح 10 کلام به هیچ وجه من‌الوجوه هیچ فردی نمی‌تواند زنا کند.

گلستانی نژاد با بیان اینکه «آری شفات» را نباید خاخام نامید، ‌تأکید کرد: او یک الاغ بیشتر نیست و به اندازه الاغ هم عقل و شعور ندارد. با این حال چون در ظاهر انسان راه می‌رود، یک چنین فردی با این اظهارنظرات، مرتد و محارب و مفسد فی‌الارض است که طبق احکام تورات حکم این شخص سنگسار است و بنابراین از نظر دینی و با توجه به منابع دینی باید سنگسار شود.

وی در ادامه گفت: خانم لیونی اصلا مذهب ندارد و مجموع افکار و اهداف صهیونیستی مغایر با مذهب یهود است و صهیونیست‌ها به فرامین تورات کمترین وقعی نمی‌نهند. بنابراین طبیعی است که برای رسیدن به اهداف خود حتی حاضر باشند به تن‌فروشی دست بزنند.

رهبر دینی کلیمیان ایران با اشاره به اینکه صهیونیست‌ها یک رژیم قلابی به نام خود ساخته‌اند، تصریح کرد: آنها همه کارهای خود را به دین می‌چسبانند در حالی که دشمن دین هستند. آنها بشر هم نیستند چه برسد به شخصی که دیندار است و خود را یهودی می‌خواند.

وی در پایان بار دیگر تأکید کرد: یک خاخام هیچ وقت زنا را تأیید نمی‌کند و تن‌فروشی را تحت هر شرایطی حرام می‌داند؛ بنابراین هر کسی که خلاف این عمل کند یا حرف بزند دشمن دین است زیرا دوست دین کسی است که در هر کاری اول خدا را در نظر گیرد نه منافع دنیایی.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:برگرفته از تابناک

پ.ن2: چند وقت پیش یه بنده خدایی تفکرات صهیونیست و از توهمات بنده میدونست

شاید من و خانوم لیونی و آقای آری شفات و گلستانی نژاد و کلی از جامعه شناسان

غربی همه با هم متوهم هستیم راجب دین ستیزی صهیونیست ها

[ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 16:1 ] [ بی من ]
امروز رفتم اداره ثبت احوال واسه کاری!

گفتن برق ها رفته!وقتی دقیق تر شدم فهمیدم اداره برق بخاطر عدم پرداخت بدهی پول برق، برق اداره ثبت احوال

و قطع کرده و ریاست اونجا گفت شاید تا آخر هفته وصل نشه!

اداره خیلی شلوغ بود! مردم خیلی کار داشتند!

نتیجه گیری با خودتون

[ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 13:23 ] [ بی من ]
درباره وبلاگ
موضوعات وب
امکانات وب